معنی امالبنین
6 بازدید
[ اُمْ مُلْ بَ ] (اِخ) (اروی) از کنیزان امام موسی کاظم (ع) و مادر امام رضا بود. وی از زنان فاضل زمان بشمار می آمد. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۰ و خیرات حسان ج ۱ ص ۳۹ شود.[ اُمْ مُلْ بَ ] (اِخ) دختر عبدالعزیزبن مروان خواهر عمربن عبدالعزیز اموی و زن ولیدبن عبدالملک بن مروان. از زنان مشهور بنی امیه است که بحسن و جمال و صلاح و ذکاوت و فصاحت بیان و بذل و بخشش موصوف بوده است. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۰ و خیرات حسان ج ۱ ص ۳۷ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ شود.[ اُمْ مُلْ بَ ] (اِخ) دختر عمرو یا ربیعةبن عامر. زن مالک بن جعفربن کلاب. از زنان مشهور عرب بود و در نجابت بدو مثل زنند و گویند: انجب من ام البنین. رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۱ و مجمع الامثال میدانی شود.[ اُمْ مُلْ بَ ] (اِخ) زن عقیل بن ابی طالب و مادر جعفربن عقیل از شهیدان کربلاست. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۱۰).[ اُمْ مُلْ بَ ] (اِخ) فاطمه دختر خرام بن خالدبن ربیعةبن کُلاب. از زنان علی بن ابی طالب (ع) بود. وی اول زنی است که بعد از درگذشت فاطمه (ع) به ازدواج علی (ع) درآمد و چهار پسر از وی بوجود آمد: ۱- عباس مکنی به ابوالفضل. ۲- عثمان. ۳- جعفر. ۴- عبداللََّه. هر چهار پسر در روز عاشورا در کربلا کشته شدند. رجوع به ریحانةالادب، ج ۶ ص ۲۱۱ و خیرات حسان ج ۱ ص ۳۸ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۳ شود.
کلمات همقافیه با «امالبنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر