معنی امالبلاد
6 بازدید
[ اُمْ مُلْ بِ ] (ع اِ مرکب) مملکتی که مستعمره و مستملکه ای تابع آن باشد. (دزی ج ۱). || مشهورترین شهر هر مملکت و هر اقلیم. (از المرصع). کرسی نشین. پایتخت.
کلمات همقافیه با «امالبلاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر