معنی اماعز
5 بازدید
[ اَ عِ ] (ع اِ) جِ اُمعوز. بزها. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || گله های آهو که از سی تا چهل باشد یا گلهٔ بز کوهی. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به امعوز و اماعیز شود.
کلمات همقافیه با «اماعز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عز» برای سرودن شعر