معنی امارنطن
5 بازدید
[ اَ رَ طُ ] (معرب، اِ) (معرب از یونانی) در تحفهٔ حکیم مؤمن بصورت اماریطن و در ذیل قوامیس العرب دزی بصورت اماریقون آمده. اسم نباتی است از نوع قیصوم، قدش کمتر از ذرعی و برگش باریک و پراکنده و قبهٔ او مستدیر و سفید و بعضی سرخ است. بقدر فندقی است و بر گرد قبهٔ آن دایرهٔ زردی است و بیخش باریک و محل روییدن آن کوههای بی جنگل است. در تنکابن لیارو نامند. گرم و لطیف و ملطف و قطع کنندهٔ اخلاط غلیظ و ادرارآور است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن ص ۳۳) (مخزن الادویه ص ۱۰۵) (مفردات ابن البیطار ص ۶۵). گیاهی است از تیرهٔ مرکبیان که گریبانک گلهایش در فصول مختلف پایدار می ماند. اماریقون. ابزارالعذارا. (فرهنگ فارسی معین). دزی اماریقون آورده و بابونهٔ سفید معنی کرده است. (ذیل قوامیس العرب دزی ج ۱). ابن البیطار نویسد: گروهی آنرا از انواع اقحوان دانسته اند ولی بحقیقت از انواع آن نیست بلکه بعقیدهٔ من از انواع قیصوم است. (مفردات ابن البیطار ج ۱ ص ۵۶). رجوع به قیصوم و اماریقون و اقحوان و مفردات ابن البیطار و فرهنگ گیاهی ذیل etnaramA و واژه نامهٔ گیاهی ذیل suhtnaramA شود.
کلمات همقافیه با «امارنطن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طن» برای سرودن شعر