معنی امارة
4 بازدید
[ اَ رَ ] (ع مص) امیر شدن. (مصادر زوزنی). ولایت و فرمانفرمایی. حاکم و فرمانروا شدن بر قومی. (از منتهی الارب). اِمارة. رجوع به اِمارة شود. || (اِ) نشان. (مهذب الاسماء). علامت. (منتهی الارب). ج، اَمارات. (اقرب الموارد) (المنجد). || در اصطلاح آن است که از علم به آن بر وجود مدلول ظن پیدا میشود مانند ابر نسبت بباران که از علم بوجود ابر ظن بوجود باران پیدا میشود، و فرق میان امارت و علامت این است که علامت از شی ء جدا نمی شود مانند وجود الف و لام در اسم ولی امارت از شی ء جدا می شود مانند وجود ابر نسبت بباران. (از تعریفات جرجانی). امارت نزد اصولیان و متکلمان دلیل ظنی است. و آن گاه مجرد است یعنی وصف طردی است نه مناسب و نه شبیه بدان و گاه باعث مناسب. (از کشاف اصطلاحات الفنون، ذیل امر). و رجوع به همین کتاب و مادهٔ دلیل شود. || وعده گاه. || هنگام. (منتهی الارب). صاحب اقرب الموارد به این دو معنی اَمار آورده و گوید: به گفتهٔ بعضی امار جِ اَمارة است.[ اِ رَ ] (ع مص) امیر شدن. (اقرب الموارد). ولایت و فرمانفرمایی. بفتح اول نیز آمده. (از منتهی الارب). || روان کردن خون بر زمین. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || بلند برداشتن باد غبار را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). به این معانی واوی است و از «مور» می آید. || خواربار آوردن جهت عیال. || رگهای گردن را بریدن. || گداختن چیزی را. || آب ریختن در زعفران و سودن آن را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به این معانی یایی است و از «میر» می آید.[ اَمْ ما رَ ] (ع ص) مؤنث اَمّار. بسیار فرماینده. بسیار امرکننده. کثیرالامر. (اقرب الموارد). برانگیزاننده به بدی. (فرهنگ فارسی معین):{/Bإِنَّ اَلنَّفْسَ لَأَمََّارَةٌ بِالسُّوءِ۵-۸۱۲:۵۳/}(قرآن ۱۲/۵۳)؛ همانا نفس سخت فرماینده است به بدی. || خودپسند و سرکش. (ناظم الاطباء). || (اِ) خواهشهای نفسانی که آمر اعمال شیطانی است : پری گفتش اگر اماره باشد بتر از خوک و سگ صدباره باشد. عطار (از فرهنگ فارسی معین). ور بود این جبر جبر عامه نیست جبر آن امارهٔ خودکامه نیست.مولوی. - نفس اماره؛ نفس خودپسند و سرکش. (ناظم الاطباء). نفس فرماینده به بدی : و خلیع العذاروار افسار از نفس اماره برگرفته. (سندبادنامه ص ۱۲۴). کند مرد را نفس اماره خوار اگر هوشمندی عزیزش مدار.سعدی.
کلمات همقافیه با «امارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر