معنی امارات
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ اَمارة. علامتها و نشانها. (غیاث اللغات) (آنندراج) (از مهذب الاسماء): اگر شغل هارون کفایت شود و ان شاءاللََّه که شود، سخت زود که امارات آن دیده میشود و اگر دیرتر روزگار گیرد رای درست تر بنده آن است که خداوند به مرو رود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۴۶). آثار ضعف و امارات عجز لشکر خراسان شایع و منتشر گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱۲۷۲ ص ۳۸). و رجوع به امارة و امارت شود. - امارات النبوة؛ نشانه های پیغمبری که عبارت از ارهاصات و معجزات قولی و فعلی است. - علم امارات النبوة؛ علمی است که از نشانه های پیغمبری اعم از ارهاصات و معجزات قولی و فعلی و فرق آنها با سحر بحث میکند و موضوع و غایت آن آشکار است. در این باره کتابهای بسیاری نوشته اند که سودمندترین آنها «اعلام النبوة» تألیف ماوردی است. صاحب مفتاح السعادة این علم را از فروع علم الهی دانسته، لیکن علم مستقل بودن آن محل بحث و نظر، و آن در حقیقت از اقسام علم کلام است. (از کشف الظنون). - قراین و امارات، ادله و امارات.
کلمات همقافیه با «امارات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر