معنی امابان
6 بازدید
[ اُمْ مُ اَ ] (اِخ) زنی از صحابیات بود. رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۱ شود.[اُمْ مُ اَ] یکی از دختران عثمان بن عفان خلیفهٔ سوم بود. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۱).[ اُمْ مُ اَ ] (اِخ) زینب تیمیمه مکناة به ام ابان. از زنان شاعر عرب و در فصاحت معروف بوده است. از اشعار معروف او قصیده ای است در مرثیهٔ پسر خود که بدست ابن دمیسیه کشته شده بود. از آن قصیده است: باهلی و مالی بل بجل عشیرتی قتیل بنی تیم بغیر سلاح فهلا قتلتم بالسلاح ابن اختکم فتظهر فیه للشهود جراح. رجوع به خیرات حسان ج ۱ ص ۳۵ و ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۰۸ شود.
کلمات همقافیه با «امابان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر