معنی امآق
8 بازدید
[ اِمْ ] (ع مص) اِماق. در مأقة درآمدن و هُکّه زده شدن مردم. (منتهی الارب) (آنندراج). در حدیث آمده: ما لم تضمروا الاماق؛ که مراد غیظ و گریستن است و گفته اند مراد از آن غدر و عهدشکنی است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اِماق بر وزن کتاب نیز آمده و آن مخفف اِمآق بر وزن امهال است. (از اقرب الموارد).[ اَمْ ] (ع اِ) جِ مؤق و مأق و موق و ماق. جمع دیگر این کلمات آماق است و دو کلمهٔ اخیر به امواق نیز جمع بسته شود. کنج چشمان و یا دنباله یا کنار آنها که به بینی راه دارد. رجوع به کلمات مذکور و تاج العروس ذیل ماق شود.
کلمات همقافیه با «امآق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آق» برای سرودن شعر