معنی امآء
6 بازدید
[ اِمْ ] (ع مص) امأاء. صد کس شدن قوم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || صد کردن و صد نمودن. (مصادر زوزنی). صد کس گردانیدن قوم را. لازم و متعدی است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امآء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آء» برای سرودن شعر