معنی الیان
6 بازدید
[ اَلْ / اَ لَ ] (ع ص) بزرگ سرین. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، اُلْی. (منتهی الارب). || گوسفند دنبه ناک. (از منتهی الارب). مؤنث: الیاء: کبش الیان و نعجة الیاء و الیانة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). بزرگ دنبه. دنبه آور. گوسپند کلان دنبه.[ اِ ] (ع مص) نرم گردانیدن. اِلانَة نیز گویند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). الانه الانة و الینه الیاناً؛ جعله لیّناً. (اقرب الموارد).[ اَ لَ ] (ع اِ) مثنای الیة بحذف تا برخلاف قیاس. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به اَلیَة شود.[ اِلْ ] (اِخ) یا کلودیوس الیانوس . نویسندهٔ رومی در قرن سوم میلادی بود. او راست: تاریخ حیوانات و حکایات گوناگون و آثاری دیگر که بزبان یونانی نوشته است. (لاروس بزرگ). و رجوع به ایران باستان ص ۷۴ و ۲۲۴۰ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ شود.
کلمات همقافیه با «الیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر