معنی الکیوس

معنی الکیوس

5 بازدید
[ اَ ] (اِخ) السه . بنابر تاریخ اساطیری یونان قدیم حکمران تیرینت در قرن چهاردهم ق.م. بود. پسرش برسئوس و پدرش آمفیتریون نام داشت. هرکول یا هراکلس قهرمان معروف نوادهٔ او بود. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۴).
[ اَ ] (اِخ) نام پسر هرکول قهرمان افسانه ای یونان قدیم که در نتیجهٔ ازدواج این قهرمان با حاکمهٔ لیدیا (آناطولی) یا با دختری که همراه حاکمهٔ مذکور بوده است بدنیا آمد وی جد بزرگ سلالهٔ دوم حکمرانان لیدیا بود. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۴).
[ اَ ] (اِخ) شاعر یونان قدیم در قرن هفتم ق.م. در میتیلن بدنیا آمد. معاصر شاعرهٔ معروف سافو بود. بسبب هجویات و هزلیات که سرود مورد غضب حکمران میتیلین قرار گرفت و تبعید شد و بعد تا مصر رفت و سرانجام بخشیده شد و به میهن خود برگشت و در همانجا درگذشت. از اشعارش جز چند فقره شعر چیزی در دست نیست. وزن شعری نیز ایجاد کرد که به وی منسوب است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۵).

کلمات هم‌قافیه با «الکیوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید