معنی الکسیس
7 بازدید
[ اَ لِ ] (اِخ) شاعر یونان قدیم. در توریوم بدنیا آمد و در سال ۳۶۰ ق. م. در آتن بتدریس اشتغال ورزید. از ۲۴۵ فکاهی که بنظم آورد تنها چند فقره بدست رسیده است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۲).[ اَ لِ ] (اِخ) پیشوای مذهبی رومی است. در ۳۵۰ م. بدنیا آمد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۲).[ اَ لِ ] (اِخ) کشیش نصاری در قرن پنجم میلادی. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۲).[ اَ لِ ] (اِخ) آنگلوس الکسیس سوم. امپراطور بیزانس (۱۱۹۵ -۱۲۰۳ م.). او بر ضد برادرش اسحاق دوم شورید و وی را گرفت و کور کرد و به سال ۱۱۹۵ م. بتخت نشست. وی از طرفی گرفتار حملهٔ سلجوقیان و از طرف دیگر دچار حملهٔ بلغاریان شد و سرانجام بدست آلکسیس آنگلوس چهارم پسر اسحاق دوم مغلوب گردید، و از قسطنطینیه گریخت و بدست دامادش لاسکاریس گرفتار و در آسیای صغیر زندانی شد (۱۲۱۱ م.) و پس از مدتی درگذشت. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۲ شود.[ اَ لِ ] (اِخ) الکسیس چهارم، امپراطور بیزانس (۱۲۰۳ -۱۲۰۴ م.). پسر اسحاق دوم. وی بکمک صلیبیان بسلطنت رسید (۱۲۰۳ م.) و پدرش را از زندان رهانید و سرانجام پس از شش ماه حکومت بوسیلهٔ الکسیس دوکاس مورزوفل گرفتار و کشته شد (۱۲۰۴ م.). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۳۲ شود.
کلمات همقافیه با «الکسیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر