معنی الکساندر اول

معنی الکساندر اول

6 بازدید
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) الکساندر دُباتنبرگ نخستین شاهزادهٔ بلغارستان (۱۸۷۹ -۱۸۸۶ م). او در ورون بدنیا آمد (۱۸۵۷ -۱۸۹۳ م.) دشمنی و کشمکش روسها او را وادار بکناره گیری کرد، و فردیناند اول جانشین او شد.
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) پادشاه سربی (صربستان) بسال ۱۸۸۹ م. او پسر میلان اول بود و به وسیلهٔ یک توطئهٔ نظامی کشته شد (۱۸۷۶-۱۹۰۳ م.).
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) پادشاه یونان (۱۸۳۳ -۱۹۲۰ م.) پسر کنستانتین. بسال ۱۹۱۷ جانشین پدر گردید و در جنگ جهانی اول به متفقین پیوست.
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) پادشاه یوگسلاوی (۱۸۸۸ -۱۹۳۴ م.) پسر پیر اول کاراژرژویچ به سال ۱۹۱۸ م. نایب السلطنه و به سال ۱۹۲۱ م. پادشاه شد. او در جنگهایی که میان سربیها و استرو آلمانها هنگام جنگ بین المللی اول اتفاق افتاد سهمی عمده داشت. وی بدست شخصی از مردم یوگسلاوی در مارسی کشته شد.
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) از پادشاهان مقدونیه (یونان) پسر امینتاس اول. وی از ۴۹۶ تا ۴۵۴ ق. م. حکومت کرد. (از قاموس اعلام ترکی ذیل آلکساندر).
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) ملقب به وحشی. پادشاه اسکاتلند از ۱۱۰۷ تا ۱۱۲۴ م. وی شورشی را که در شمال کشور خود پدید آمده بود از میان برد و سردسته های آن را بقتل رسانید. (از قاموس الاعلام ترکی ذیل آلکساندر).
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) بالاس . یکی از پادشاهان آسیا که از ۱۵۱ تا ۱۴۵ ق.م. سلطنت کرد. صاحب قاموس الاعلام ترکی (در ج ۱ ص ۳۲۴) گوید: لقب وی «بالا» و اهل رودس بود. وی ادعا داشت که پسر آنتیوگوس اپیفان است و بکمک حکمران مصر بطلمیوس فیلومیتور، دمتریوس سوتر را ساقط کرد و به سال ۱۴۹ ق. م. حکمران سوریه گردید ولی پنج سال بعد توسط دمتریوس نیکاتور ساقط شد.
[ اَ لِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ) پاولوویتز امپراتور روسیه. وی ۱۷۷۷ م. بدنیا آمد و به سال ۱۸۰۱ م. امپراتور شد و بسال ۱۸۲۵ م. درگذشت. با ناپلئون اول جنگهایی کرد ولی در اوسترلیتز و ایلو و فریدلان مغلوب او شد، و به موجب قرارداد تیلسیت با وی صلح کرد لیکن مجدداً۱۸۱۲ م. بجنگ برخاست و توانست که خانوادهٔ بوربن را بتخت پادشاهی فرانسه بنشاند (۱۸۱۴ م.)، و در سال ۱۸۱۵ م. قرارداد سنت آلیانس را امضا کرد. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۱ ص ۳۲۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «الکساندر اول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید