معنی الکساندری

معنی الکساندری

5 بازدید
[ اَ لِ ] (اِخ) اسکندریه، شهر و بندری در مصر در ساحل مدیترانه. رجوع به اسکندریه شود.
[ اَ لِ ] (اِخ) نام شهرهایی در آسیا که توسط اسکندر یا به سببی به نام وی ساخته شده و اکنون نامهای آنها تغییر یافته است، از قبیل قندهار، هرات، مشهدعلی و اسکندرون. و نیز در هندوستان به همین نام شهری بوده است ولی بعد آن را شهر یونان نامیده اند و اخیراً خرابه های آن کشف شده است. رجوع به قاموس الاعلام ترکی ذیل آلکساندریا و کلمه های قندهار، هرات، مشهدعلی، و اسکندرون شود.
[ اَ لِ ] (اِخ) شهری در پیه مون از کشور ایتالیا که در ساحل رودخانهٔ تانارو شعبهٔ شط پو واقع است. سکنهٔ آن ۸۶۰۰۰ تن، و مرکز فلاحتی و صنعتی است. محصول آن کنسروهای غذایی و چرم است.

کلمات هم‌قافیه با «الکساندری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید