معنی الچی
6 بازدید
[ اَ ] (ترکی، اِ) رجوع به الجه و الجی و غیاث اللغات شود. || (ص) گیرنده و ستاننده. (غیاث اللغات).[ اِ ] (ترکی، اِ) ایلچی. (فرهنگ ناظم الاطباء). بمعنی فرستاده و رسول. ایلچی و اِلشی و اَلاچی نیز گویند جمع آن اِلچیَّة است. (دزی ج ۱ ص ۳۳). در آذربایجان ایلچی نویسند و اِلچی تلفظ کنند. رجوع به ایلچی شود. || سفیر و وزیرمختار. (فرهنگ ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «الچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر