معنی الویر
7 بازدید
[ اِلْ ] (اِخ) نام زنی که محبوبهٔ لامارتین بوده است و او نام این زن را در کتاب مدیتاسیون بسیار ذکر کرده است. وی زن شارل عالم فیزیکدان بود.[ ] (اِخ) دهی است از بخش خرقان شهرستان ساوه در ۷ هزارگزی شمال خاوری خرقان. در کوهستان واقع و سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۵۲۲ تن شیعه هستند که به فارسی و لهجهٔ تاتی و ترکی سخن میگویند. آب آن از قنات و زهاب و رودخانهٔ محلی و محصول آن غلات، سیب زمینی، بنشن، ینجه و انگور و شغل مردم زراعت و گله داری و گلیم و جاجیم بافی است. اکثر مردان برای تأمین معاش بتهران میروند. راه نیمه شوسه به زرند دارد که در مواقع غیربارانی از آن ماشین میتوان برد. از آثار قدیم آن دو قلعهٔ خرابه یکی در وسط آبادی و دیگری در اراضی مزرعهٔ شور است که در نتیجهٔ کاوش آثار قدیم دیده میشود. در این ده ۹ باب نجاری، ۱۴ باب آهنگری، ۸ باب کفشدوزی، ۲ باب خیاطی و یک باب دبستان است. مزارع شور، دارخانی، نزدیک میان چشمه، باقر بلاغی، چشمهٔ رمضان، کوبین زرنده، محمد صالح و اوزن مایر جزء این ده است. از ایلهای شاهسون بغدادی و عرب کله کو در بهار بحدود این ده می آیند. زیارتگاهی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱). و رجوع به نزهةالقلوب چ لیدن ص ۷۳ شود.
کلمات همقافیه با «الویر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر