معنی الویة
5 بازدید
[ اَلْ وِ یَ ] (ع اِ) جِ لِواء. (دهار) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). جِ لِواء. علمهای فوج یعنی نشانهای لشکر. (از غیاث اللغات) (آنندراج) (از منتهی الارب). رجوع به لِواء شود: گوید بخور کت نوش باد این جام می از بامداد ای ازدر ملک قباد با تاج و تخت و الویه. منوچهری. و الویه از مساعدت نصرت و ظفر افراخته شده. (جهانگشای جوینی). || جِ لِوی ََ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به لِوی ََ شود.
کلمات همقافیه با «الویة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر