معنی الوف

معنی الوف

6 بازدید
[ اَ ] (ع ص) بسیار الفت گیرنده. ج، اُلُف. (آنندراج) (از اقرب الموارد). خوگر. زودجوش. زودانس. کثیرالالفة: خیره خلق الوف تو بی جرم بچه معنی ز من شده ست نفور؟مسعودسعد.
[ اُ ] (ع اِ) جِ اَلف. هزاران. (از غیاث اللغات) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). هزارگان، جمع دیگر آن آلاف است. (اقرب الموارد): {/Bأَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیََارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ اَلْمَوْتِ ۱-۱۳۲:۲۴۳/}(قرآن ۲/۲۴۳)؛ یعنی ندانسته اید قصهٔ ایشان که از سراهای خود بیرون رفتند، و ایشان هزاران بودند فراوان بپرهیز از طاعون. (کشف الاسرار ج ۱ ص ۶۴۲).
[ ] (اِخ) (الخوری) میخائیل. او راست: مختصر تاریخ الیونان القدیم. رجوع به معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۴۶۵ شود.
[ ] (اِخ) میخائیل موسی بعلبکی. او راست: تاریخ بعلبک. رجوع به معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۴۶۵ شود.
[ ] (اِخ) ندره نکولا. او راست: ضحایا البشریة که مجموعهٔ مقالاتی است. (از معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۴۶۵).

کلمات هم‌قافیه با «الوف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید