معنی الهان
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) هدیه دادن از سفر آینده را. (منتهی الارب) (آنندراج). هدیه دادن کسی را که از سفر آید. (از اقرب الموارد).[ اَ ] (اِخ) نام قبیله ای است به اسم الهان بن مالک بن زیدبن اوسلةبن ربیعةبن خیاربن زیدبن کهلان بن سبأبن یشجب بن یعرب بن قحطان، برادر همدان بن مالک. (از معجم البلدان).[ اَ ] (اِخ) نام جایی نزدیک مدینه که ازآنِ بنوقریظه بود. (از معجم البلدان).[ اَ ] (اِخ) روستایی است در یمن که از «عرف» شانزده فرسخ و از جبلان چهارده فرسخ فاصله دارد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «الهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر