معنی المک
5 بازدید
[ اِ مَ ] (ترکی، اِ) مادگی و انگله از قیطان و امثال آن. مادگی که از قیطان یا چیزی دیگر بیرون جامه دوزند چون دسته و گوشهٔ چیزی. اخکورنه. عروة: المک پرده. در آذربایجان ایلمک گویند.
کلمات همقافیه با «المک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر