معنی الماسبار
6 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) کنایه از اشکبار: نیست مرا آهنی بابت الماس او دیدهٔ خاقانی است لاجرم الماس بار.خاقانی. تا مژهٔ خصم تو شیفته گوهر کند ابر شود همچو برق بر سر الماس بار. خاقانی.
کلمات همقافیه با «الماسبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر