معنی اللهیاری
5 بازدید
[ اَلْ لاه ] (اِخ) دهی است از دهستان اسفندآباد بخش قروهٔ شهرستان سنندج، در ۲۰ هزارگزی شمال خاوری قروه و ۶۰ هزارگزی شمال باختری باباگرگر. جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۰ تن شیعه اند و بترکی سخن میگویند. آب آن از چشمه، و محصول آن غلات و لبنیات، و شغل مردم زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد، و در تابستان از طریق باباگرگر اتومبیل میتوان برد. صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ اَلْ لاه ] (اِخ) دهی است از دهستان حیات داود بخش گناوهٔ شهرستان بوشهر، در ۳۶ هزارگزی جنوب خاوری گناوه و ۵ هزارگزی راه فرعی گناوه به برازجان. در جلگه واقع و گرمسیر و مرطوب است. سکنهٔ آن ۸۵ تن شیعه هستند و بفارسی سخن میگویند. آب آن از چاه، و محصول آن غلات دیمی، و شغل مردم زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «اللهیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر