معنی الل
6 بازدید
[ اَ لَ ] (ع مص) نالیدن بیمار. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (از اقرب الموارد). || فاسد شدن دندان. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) یک سوی کارد. (مهذب الاسماء). صفحهٔ کارد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کجی دندانها بسوی داخل دهن. یَلَل. (از ذیل اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ اُ لَ ] (ع اِ) جِ اُلَّة. (اقرب الموارد). رجوع به اُلَّة شود.[ اِ لَ ] (ع اِ) جِ اِلَّة. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به اِلَّة شود.
کلمات همقافیه با «الل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لل» برای سرودن شعر