معنی القطرون
5 بازدید
[ اِ لِ طِ رُ ] (اِ) (از یونانی: الکترون) ایلقطرون. عنبر اشهب. کهربا. کاهربا. سیدالکباریت. قرن البحر. مصباح الروم. بیجاده. رجوع به الجماهر بیرونی ص ۲۱۰ و کهربا و عنبر و الکترون شود.
کلمات همقافیه با «القطرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر