معنی القام
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) فروبرانیدن. (تاج المصادر بیهقی). لقمه فروخورانیدن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج). لقمه خورانیدن کسی را. تلقیم. (از اقرب الموارد). || القام حَجَر؛ خاموش گردانیدن کسی را در گفتگو و مخاصمه. (از اقرب الموارد). || دویدن اسب در رفتار. (منتهی الارب) (آنندراج). تاختن شتر در رفتن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «القام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر