معنی القاص لایحب القاص
8 بازدید
[ اَ قاصْ صُ یُ حِ بْ بُلْ قاص ص ] (ع جملهٔ اسمیه) (مثل) یعنی داستان سرایان و هنگامه گیران یکدیگر را بدوست نگیرند. نظیر همکار همکار را نتواند دید. رجوع به قاص شود: سنبله کرد سنبلم را خاص زانکه القاص لایحب القاص.نظامی. گر عطارد نکوهدم شاید گرچه القاص لایحب القاص. گر کند منشی فلک جوری جز به ابن یمین نباشد خاص شاید آری که در زبانها هست ذکر القاص لایحب القاص.ابن یمین. از رقیبت دلم نیافت خلاص زانکه القاص لایحب القاص. (منسوب به حافظ از امثال و حکم تألیف مؤلف لغت نامه).
کلمات همقافیه با «القاص لایحب القاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر