معنی القاص لایحب القاص

معنی القاص لایحب القاص

8 بازدید
[ اَ قاصْ صُ یُ حِ بْ بُلْ قاص ص ] (ع جملهٔ اسمیه) (مثل) یعنی داستان سرایان و هنگامه گیران یکدیگر را بدوست نگیرند. نظیر همکار همکار را نتواند دید. رجوع به قاص شود: سنبله کرد سنبلم را خاص زانکه القاص لایحب القاص.نظامی. گر عطارد نکوهدم شاید گرچه القاص لایحب القاص. گر کند منشی فلک جوری جز به ابن یمین نباشد خاص شاید آری که در زبانها هست ذکر القاص لایحب القاص.ابن یمین. از رقیبت دلم نیافت خلاص زانکه القاص لایحب القاص. (منسوب به حافظ از امثال و حکم تألیف مؤلف لغت نامه).

کلمات هم‌قافیه با «القاص لایحب القاص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید