معنی الف کوفی
9 بازدید
[ اَ لِ فِ ] (ترکیب وصفی) الف کوفیان. حرف الف در خط کوفی. || کنایه از هر چیز خمیده. (انجمن آرا). کنایه از چیز کج، زیرا الف خط کوفی کج است. (از غیاث اللغات). کنایه از هر چیز کج. (برهان قاطع): آنچه از آن مال در این صوفی است میم مطوق الف کوفی است. نظامی. رجوع به الف کوفیان شود. || کنایه از قضیب و آلت تناسلی. (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (آنندراج) (انجمن آرا). ذَکَر. (مؤیدالفضلاء). الفیه. الفینه. رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۱۷ شود.
کلمات همقافیه با «الف کوفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر