معنی الفین
6 بازدید
[ اَ فَ ] (ع عدد، ص، اِ) دو هزار. تثنیهٔ اَلف در حالت نصب و جر. اَلفان. اَلفَی : سال سیصد سرخ می خور سال سیصد زردمی لعل می الفین شهر والعصیر الفی سنه. منوچهری.
کلمات همقافیه با «الفین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر