معنی الفت نهادن
5 بازدید
[ اُ فَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) الفت افکندن. الفت دادن. مونس کردن : آنقدر کاندر طبیعت عشق را الفت نهاد حسن را از ربط صد چندان معرا ساختند. واله هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «الفت نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر