معنی الفت لکهنویی

معنی الفت لکهنویی

6 بازدید
[ اُ فَ تِ لَ هَ ] (اِخ) راجه الفت رای بهادر، معاصر واجد علی شاه. یکی از راجه های لکهنو در هندوستان یعنی از پادشاهان مجوس، و ادیب و شاعر بود. با اینکه بت پرست بود مرثیه هایی دربارهٔ وقعهٔ کربلا سروده، و اشعاری دیگر نیز دارد. مخمس زیر از جملهٔ مرثیه های او دربارهٔ حضرت امام حسین است: السلام ای مدح تو آیات قرآن مبین السلام ای ذات پاکت کعبهٔ علم و یقین السلام ای پایه ات تاج سر عرش برین السلام ای سایه ات خورشید رب العالمین آسمان عز و تمکین آفتاب داد و دین. ابر نیسان از کف جود تو گوهر یافته کوه از فیض نگاهت لعل احمر یافته آسمان از مهر مهرت زیب دیگر یافته ای سپهر اعظم از فر تو زیور یافته آفتاب از سایهٔ چتر تو افسر یافته. نیست اهل آسمان را بر درت بی اذن بار میکند گردون طواف روضه ات لیل و نهار هرچه ناممکن بود آید ز تو بر روی کار از غبار درگه عرش احترامت آشکار کیمیاگر نسخهٔ گوگرد احمر یافته. (از صبح گلشن ص ۳۲ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲). و رجوع به الذریعة الی تصانیف الشیعة ج ۹ قسمت اول شود.

کلمات هم‌قافیه با «الفت لکهنویی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید