معنی الفت عظیمآبادی
5 بازدید
[ اُ فَ تِ عَ ] (اِخ) لاله اوجا گرچند، قوم کایتهه ماتهر، معاصر میرمحمد علیم تحقیق سمرقندی. از شاعران هند بود و بخدمت میرمحمدعلیم میرسید. نخست به غریب تخلص کرد و بعد متخلص به الفت شد، این دو بیت ازوست: درآمد شام غم در سینه حسرت نام مهمانی ز داغ دل کشیدم بی تکلف پیش او خوانی. گشت گل جام شراب و شد دل بلبل کباب کیست یارب در چمن امروز مهمان بهار؟ رجوع به صبح گلشن ص ۳۳ و الذریعه ج ۹ قسمت اول ص ۹۰ و فرهنگ سخنوران و تذکرهٔ روز روشن ص ۶۸ شود.
کلمات همقافیه با «الفت عظیمآبادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر