معنی الفت جونپوری
5 بازدید
[ اُ فَ تِ ] (اِخ) پیرمحمد. شاعر، سال ولادت و وفات او دانسته نیست. صاحب تذکرهٔ روز روشن آرد: طبعش به سخن سنجی مألوف بود، این اشعار ازوست: نه خال عنبرین باشد بر آن رخسار دلجویش ز داغ سینه ام عکسی است بر آیینهٔ رویش. نشکنی ای شانه تاری از سر گیسوی او رشتهٔ جانهای مشتاقان بود هر موی او. و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «الفت جونپوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر