معنی الفت افکندن
5 بازدید
[ اُ فَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) الفت دادن. سازوار و دوست گردانیدن. القاء محبت. مونس کردن: ایدام؛ الفت افکندن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «الفت افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر