معنی الفتی عظیم‌آبادی

معنی الفتی عظیم‌آبادی

6 بازدید
[ اُ فَ یِ عَ ] (اِخ) راجه پیاری لال قوم کایتهه. شاعر قرن سیزدهم. وی از عظیم آباد و منشی پادشاه اکبرشاه ثانی بود. او راست: مثنوی نیرنگ تقدیر، و دیوان اشعار مرتب دارد. این غزل ازوست: چون غنچه جز سکوت نباشد بیان ما پیچیده شد زبان سخن در دهان ما هرگز بشکوه وا نکنم لب ز اهل بزم چون شمع زیر تیغ بود گر زبان ما اندیشهٔ مآل نیاید ز ما درست در دست دیگریست چو سود و زیان ما نام و نشان بخلق برآرم اگر مرا سازد نشانه غمزهٔ ابروکمان ما در دشت پربلای جنون نیست الفتی جز موج ریگ و اشک روان کاروان ما. (از صبح گلشن ص ۳۳ و ۳۴). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ و الذریعه ج ۹ قسمت اول ص ۹۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «الفتی عظیم‌آبادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید