معنی الفة
6 بازدید
[ اُ فَ ] (ع مص) الف گرفتن. (مصادر زوزنی). انس گرفتن و دوستی با کسی. (از اقرب الموارد). اِلف. اُلفَت. || خوگر شدن و عادت کردن بجایی. (از اقرب الموارد). رجوع به اُلفَت و اِلف شود.
کلمات همقافیه با «الفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر