معنی الفاج
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) مفلس شدن و بی چیز گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || مفلس کردن. (مصادر زوزنی). مضطرب کردن کسی را. (از منتهی الارب) (آنندراج). پناهنده کردن و نیازمند ساختن کسی را. (از اقرب الموارد). || زمین نشینی بجهت غم و اندوه یا نیازمندی. مسکنت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «الفاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر