معنی الفاء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص (از «ل ف و») یافتن. (ترجمان علامهٔ جرجانی تهذیب عادل) (تاج المصادر بیهقی) (غیاث اللغات) (از اقرب الموارد). یافتن و وارسیدن چیز را. (منتهی الارب) (آنندراج). || (مص از لفأ) باقی گذاشتن. (منتهی الارب) (آنندراج). ابقاء. (اقرب الموارد).[ اُ لَ ] (ع ص، اِ) جِ اَلیف. (متن اللغة). با یکدیگر الفت کنندگان و دوست دارندگان. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به الیف شود.[ اُ لَ ] (ع ص، اِ) جِ اَلیف. (متن اللغة). با یکدیگر الفت کنندگان و دوست دارندگان. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به الیف شود.
کلمات همقافیه با «الفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر