معنی الغیاث

معنی الغیاث

6 بازدید
[ اَ ] (ع صوت) پناه میخواهم و دادرس میجویم. (فرهنگ نظام). در اصل «اَطلُبُ الغیاث» بود، بجهت تخفیف «اطلب» را که فعل بود حذف کردند و الغیاث «مفعولٌ به» آن باقی ماند و در استعمال عرف، الغیاث، بمعنی فریاد است. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). فریاد. (مؤید الفضلاء): شب در خواب دید که هابیل از جای دور میگوید: الغیاث الغیاث ای پدر! آدم از خواب بیدار شد. (قصص الانبیاء چ سنگی ص ۲۶). مرا کنف کفن است الغیاث ازین موطن مرا مقر سقر است الامان ازین منشا. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۱۴). الغیاث ای تو غیاث المستغیث زین دو شاخه اختیارات خبیث.مولوی. ابتلایم میکنی آه الغیاث ای ذکور از ابتلایت چون اناث.مولوی. ببوی الغیاث از ما برآید که ای باد از کجا آوردی این بوی.سعدی. درد ما را نیست درمان الغیاث هجر ما را نیست پایان الغیاث.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «الغیاث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید