معنی الغبیتکچی
5 بازدید
[ اُ لُ تِ ] (مغولی، اِ مرکب) رئیس دارالانشاء. رئیس دبیران. منشی باشی. ترکیبی از الغ بمعنی بزرگ و بیتک بمعنی کاغذ و نامه و چی علامت مبالغهٔ ترکی. امروزه در آذربایجان پِتِک بمعنی کاغذپارهٔ نوشته شده گویند: و خواجه فخرالدین بهشتی را که الغ بیتکچی بود.. (جهانگشای جوینی). و منصب الغ بیتکچی بملک شرف الدین سمنانی.... تفویض یافت. (تاریخ غازانی چ انگلستان ص ۹۶). مولانا رکن الدین صائن قاضی سمنان و سیدقطب الدین شیرازی و خواجه معین الدین غانجی که قاضی القضاة و الغ بیتکچی مستوفی ممالک بودند مخالفت وزرا کردند. (تاریخ گزیده چ لندن ص ۵۹۴).
کلمات همقافیه با «الغبیتکچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر