معنی الغار
5 بازدید
[ اِ / اَ ] (ترکی، اِ) تاخت. (شرفنامهٔ منیری). غارت و چپاول. و در جغتایی ایلغامق گویند. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۰۶ الف و ورق ۱۳۶ ب). رجوع به ایلغار شود. || سیر و رفتار سریع. (ناظم الاطباء).غ[ اَ ] (اِخ) دهی است از دهستان القورات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند که در ۳۰ هزارگزی شمال خاوری بیرجند واقع است. دامنه و معتدل است و سکنهٔ آن ۳۴۲ تن شیعهٔ فارسی زبانند، آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. مزرعهٔ فیض آباد، خوش آبی و کلاتهٔ حسین گرگ جزء همین ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).غ
کلمات همقافیه با «الغار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر