معنی العاضد
6 بازدید
[ اَ ضِ ] (اِخ) عبداللََّه مکنی به ابومحمد. از خلفای فاطمی. رجوع به عاضد لدین اللََّه شود.
کلمات همقافیه با «العاضد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضد» برای سرودن شعر