معنی الص
6 بازدید
[ اَ لَ ص ص ] (ع ص) ناگشاده دندان. (مصادر زوزنی) (مهذب الاسماء). ناگشاده دندان و آنکه هر دو دوش وی نزدیک باشد بگوش. (تاج المصادر بیهقی). مرد دندان و سردوشها بهم نزدیک. (منتهی الارب) (آنندراج). دوشها بهم آمده، چنانکه نزدیک باشد که بگوش رسد. (مهذب الاسماء). آنکه دوشهای او بهم آید چنانکه نزدیک باشد که بگوش وی رسد. و نیز کسی که دندانهای او بهم نزدیک باشند، ج، لُصّ و تأنیث آن لَصّا. (از اقرب الموارد). - اَلَصُّ الاِلیَتَیْن؛ زنگی (حبشی) را گویند بجهت چسبیدگی سرین او. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (ن تف) دزدتر. - امثال: الص من برجان. الص من شظاظ. الص من عقعق. الص من فارة. الص و اخبث من کندش.
کلمات همقافیه با «الص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لص» برای سرودن شعر