معنی الشت

معنی الشت

6 بازدید
[ اَ لَ ] (اِخ) یا آلاشت، قصبهٔ مرکز دهستان ولوپی از بخش سوادکوه شهرستان شاهی است. در ۲۶ هزارگزی باختر پل سفید و ۳۰ هزارگزی جنوب باختری زیراب قرار دارد. الشت بوسیلهٔ راه فرعی بطول ۳۰ هزار گز به ایستگاه راه آهن زیراب مربوط است. کوهستانی و سردسیر و سالم است. آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن لبنیات و غلات، و شغل مردان زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های پشمی است. دبستان و شعبهٔ بهداری دارد. جمعیت آن در حدود ۲۵۰۰ تن است و بزبان مازندرانی و فارسی سخن میگویند و عموماً مذهب تشیع دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳ ذیل آلاشت). و رجوع به آلاشت شود.

کلمات هم‌قافیه با «الشت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید