معنی الساس
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گیاه برآوردن زمین و نو رستن گیاه. (منتهی الارب). نخستین گیاه رویانیدن زمین. (از اقرب الموارد).[ اَ ] (اِخ) رجوع به اَلزاس و لغات تاریخیه و جغرافیهٔ ترکی ج ۱ ص ۲۴۲ شود.
کلمات همقافیه با «الساس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر