معنی الزامی
6 بازدید
[ اِ ] (ص نسبی) واجب و لازم. تعهدآور. الزام آور. رجوع به اِلزام شود.
کلمات همقافیه با «الزامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر