معنی الز
6 بازدید
[ اَ ] (ع مص) لازم شدن چیزی بچیزی یا لازم شدن کسی را. باهم بودن و ترک نکردن. اَلزه و ألز به الزاً، لَزِمَهُ. (از ذیل اقرب الموارد).[ اَ لَ ] (ع مص) بی آرام گردیدن. مضطرب شدن. قلق. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «الز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لز» برای سرودن شعر