معنی الرد
6 بازدید
[ اَ لَ ] (اِ) جوالی را گویند که از ریسمان مانند دام ببافند و باغبانان و سبزی فروشان آن را از شلغم و چغندر و ترب و زردک و اسفناج و دیگر تره ها و سبزیها پر کرده، بر پشت گاو و خر بار کنند و از باغ و ده به شهر برند. (فرهنگ جهانگیری) (از برهان قاطع) (از هفت قلزم). جوالی باشد از ریسمان که به شکل دام بافند و بدان کاه و امثال آن کشند. (انجمن آرا) (از آنندراج) (از فرهنگ نظام). در تداول مردم قزوین اَلُرد بمعنی گاله و جوال است : بساز پر، شکم از زردک و چغندر خام که جای شلغم و زردک بود همیشه الرد. همام تبریزی (از جهانگیری).[ اَ لُ ] (اِ) در تداول مردم قزوین بمعنی گاله (جوال) است. لهجه ای از اَلَرد شعوری نیز بضم لام آورده است. رجوع به اَلَرد شود.
کلمات همقافیه با «الرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر