معنی الر
5 بازدید
[ اَلْ لَ ] (اِ) سرین. (صحاح الفرس). در همین فرهنگ بفتح الف و تشدید لام و فتح آن ضبط شده است ولی شعوری در فرهنگ خود از بحرالغرائب حلیمی بفتح الف و ضم لام مخفف یعنی اَلُر آورده است و مشهور آلَر است. رجوع به آلر در این لغت نامه و فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۰۶ الف شود.[ اَلْ لَ ] (اِ) سرین. (صحاح الفرس). در همین فرهنگ بفتح الف و تشدید لام و فتح آن ضبط شده است ولی شعوری در فرهنگ خود از بحرالغرائب حلیمی بفتح الف و ضم لام مخفف یعنی اَلُر آورده است و مشهور آلَر است. رجوع به آلر در این لغت نامه و فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۰۶ الف شود.[ اُ لِ ] (اِخ) لئونار (۱۷۰۷ -۱۷۸۳ م.). عالم ریاضی دان سویسی متولد به بال . وی با اکتشافات گرانبهای خود آنالیز و مکانیک استدلالی را توسعه داده است. در علم هیئت تئوری جدید ماه و یادداشتهای مهمی دربارهٔ عدم تساوی کواکب را به وی مدیونند. علاوه بر مطالعات فوق وی به فیزیک و شیمی و ماوراءالطبیعه نیز اشتغال داشت. در سن شصت سالگی نابینا شد، با این حال تحقیقات و مطالعات خود را تا زمان مرگ ادامه داد.[ اُ لَ ] (اِخ) دهی است در سبزوار. رجوع به اولر شود.
کلمات همقافیه با «الر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لر» برای سرودن شعر