معنی الذی
4 بازدید
[ اَلْ لَ ] (ع اِ موصول) آن مرد که. (منتهی الارب) (آنندراج). آن مذکر که. (ترجمان علامهٔ جرجانی تهذیب عادل). || آنکه. (منتهی الارب). آنچه. که. آنچنان کسی که. آن چنان چیزی که. (ناظم الاطباء). در اقرب الموارد آمده: الذی اسم موصول است و برای وصف معرفه ها بوسیلهٔ جمله وضع شده، و بصورتهای اللَّذِ و اَللَّذْ و اَللَّذیُ و اَللَّذیُّ و اَللَّذیِّ و لَذی نیز آمده است، مؤنث آن التی و مثنای آن اَللَّذانِ و اللَّذا (بحذف نون) و اللَّذانِّ (بتشدید نون) و جمع آن اَلَّذینَ و اللاؤون و اللاؤو و الذی (بحذف نون) است و بعضی از عرب اللذون در حالت رفع و الذین در حالت نصب و جر استعمال میکنند و مصغر الذی، اَللَّذَیّا و در تثنیهٔ مصغر اَللَذَیّانِ و اَللَذَیّونَ و همچنین در مؤنث آن اَللَّتَیّانِ و اَللَّتَیّات گویند. (از اقرب الموارد). || الذی لا اسم له. رجوع به لا اسم له شود.
کلمات همقافیه با «الذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر