معنی الد
5 بازدید
[ اَ لَ دد ] (ع ص) شتر درازگردن. (منتهی الارب). شتری که اخدع (رگ گردن) او دراز باشد. (از اقرب الموارد). || سخت خصومت. (مهذب الاسماء) (مصادر زوزنی) (تفسیر ابوالفتوح رازی) (ترجمان علامهٔ جرجانی تهذیب عادل). سخت خصومت کننده. (غیاث اللغات). مرد سخت خصومت که بحق میل نکند. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). ستیزه گر. غالب در لجاج بخصم. کژخصومت. (تفسیر ابوالفتوح رازی). شدیدالخصومه. مِبَلّ (اقرب الموارد). ج، لُدّ، لِداد. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). مؤنث: لَدّاء. (اقرب الموارد): {/Bوَ هُوَ أَلَدُّ اَلْخِصََامِ. ۱۷-۲۰۲:۲۰۴/}(قرآن ۲/۲۰۴)؛ یعنی او سخت خصومت است. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
کلمات همقافیه با «الد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر